in

حوادث روز قیامت از دمیدن سور اسرافیل تا پایان دنیا (قسمت دوم)

همانطور که در مقاله پیشین توضیح دادیم حوادث روز قیامت به دو مرحله تقسیم بندی می شود.

  1. مرحله قبل از رستاخیز و حوادثی که در آن اتّفاق می‌افتد، که می‌توان به وضع زمین، دریاها، آسمان و سرنوشت کوه‌ها اشاره نمود.
  2.  مرحله تجدید حیات جهان و مردگان، که مرحله حشر و نشر و خارج شدن از قبرها می‌باشد.

در این مقاله می خواهیم به مرحله دوم یعنی تجدید حیات جهان و مردگان و دمیدن سور اسرافیل بپردازیم.

دمیدن در شیپور:

یکی از مسائل مهم، در آستانه رستاخیز و بعد از آن، بحث «نفخ [= دمیدن] صور [= شیپور]» است که در مجموع آیات قرآن کریم، دو نفخ صور انجام می‌پذیرد:

بار اوّل در پایان دنیا و آستانه رستاخیز که وحشت همه را فرا گرفته و همگی با شنیدن آن قالب تهی کرده و از دنیا می‌روند.

و بار دوّم به هنگام بعث و نشور و قیام قیامت است که با نفخ صور همه مردگان به حیات باز می‌گردند و زندکی نوینی را آغاز می‌کنند.

هر دو نفخه در سوره زمر، آیه68 ببان شده، خداوند می‌فرماید:

(وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَن فِی الأَرضِ إِلاَّ مَن شَاء اللهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخرَی فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ؛ و در صور دمیده می‌شود، پس همه کسانی که در آسمان‌ها و زمینند می‌میرند، مگر کسانی که خدا بخواهد سپس بار دیگر در صور دمیده می‌شود، ناگهان همگی به پا می‌خیزند و در انتظار (حساب و جزا) هستند.

از این آیه به خوبی استفاده می‌شود که در پایان جهان و آغاز رستاخیز دو حادثه ناگهانی رخ می‌دهد: در حادثه اوّل همه موجودات زنده فوراً می‌میرند، و در حادثه دوّم که با فاصله‌ای صورت می‌گیرد همه انسان‌ها ناگهان زنده می‌شوند، و به پا می‌خیزند و در انتظار حسابند.

قرآن مجید از این دو حادثه به عنوان «نفخ صور» تعبیر کرده است که تعبیر کنایی زیبایی است از حوادث ناگهانی و همزمان، زیرا «نفخ» به معنی دمیدن و «صور» به معنی «شیپور» یا شاخ میان تهی است که معمولاً برای حرکت قافله یا لشکر، یا برای توقف آن‌ها به صدا درمی‌آوردند، البته آهنگ این دو با هم متفاوت بود، شیپور توقّف، قافله را یک جا متوقف می‌کرد، و شیپور حرکت، اعلام شروع حرکت قافله بود.

این تعبیر ضمناً بیانگر سهولت امر است و نشان می‌دهد که خداوند بزرگ با یک فرمان که به سادگی دمیدن در یک شیپور است اهل آسمان و زمین را می‌میراند و با یک فرمان که آن هم شبیه به «شیپور رحیل و حرکت» است همه را زنده می‌کند.
چون الفاظ ما که برای زندگی روزمره محدود خودمان وضع شده عاجزتر از آن است که بتواند حقایمق مربوط به جهان ماوراء طبیعت یا پایان این جهان و آغاز جهان دیگر را دقیقاً بیان کند، به همین دلیل باید از الفاظ معمولی معانی وسیع‌تر و گسترده‌تری استفاده شود. منتها با توجه به قرائت موجود.

توضیح این که: در قرآن مجید از حادثه پایان جهان و آغاز جهان دیگر تعبیرات مختلفی آمده است:
در آیات متعدّدی (بیش از ده مورد) سخن از «نفخ صور» به میان آمده.

در یک مورد تعبیر به «نقر در ناقور» شده که آن نیز به معنی دمیدن در شیپور یا شبیه ان است: (القَارِعَهُ * مَا القَارِعَهُ * وَ مَا أَدراکَ مَا القَارِعَهُ؛ 2 و در بعضی از موارد تعبیر به «قارعه» به معنی کوبنده شدید دیده می‌شود.

و بالأخره در بعضی دیگر تعبیر به «صیحه» آمده است که آن به معنی صدای عظیم است، مانند آیه 49 سوره یس: (ایَنظُرُونَ إِلاَّ صَیحَهً وَاحِدَهً تَأخُذُهُم وَ هُم یَخِصِمُونَ)، این آیه از صیحه پایان جهان سخن می‌گوید که مردم را غافلگیر می‌سازد، و آیه53 سوره یس:« (إِن کَانَت إِلاَّ صَیحَهً وَاحِدَهً فَإِذَا هُم جَمِیعٌ لَّدَینَا مُحضَرُونَ؛ ولی در این آیه سخن از صیحه رستاخیز است که همه مردم به دنبال آن زنده می‌شوند و در محضر عدل پروردگار حضور می‌یابند.

از مجموع این آیات استفاده می‌شود که در پایان جهان صیحه عظیمی اهل آسمان‌ها و زمین را می‌میراند و این «صیحه مرگ» است.
و در آغاز رستاخیز با صیحه و فریاد عظیمی همه زنده می‌شوند، و به پا می‌خیزند، و این «فریاد حیات و زندگی» است.
اما این دو فریاد دقیقاً چگونه است؟ چه اثری در صیحه اوّل، و چه تأثیری در صیحه دوّم است؟ جز خدا کسی نمی‌داند، و لذا در بعضی از روایات در توصیف «صور» که اسرافیل در پایان جهان در آن می‌دمد چنین آمده است:

(وَ لِلصُّورِ رَأسٌ وَاحِدٌ وَ طَرَفَان، وَ بَینَ طَرَفٍ رَاسٌ کُلٌّ مِنهُمَا إِلَی الآخَرِ مِثلُ مَا بَینَ السَّمَاءِ إِلَی الأَرضِ)
«شیپور اسرافیل یک سر و دو شاخه دارد که فاصمله میان این دو شاخه با یکدیگر مانندا فاصله آسمان تا زمین است».

سپس در ذیل همین روایت می‌خوانیم: «هنگامی که در آن سوی زمین می‌دمد موجود زنده‌ای بر زمین باقی نمی‌ماند، و هنگامی که در آن سر آسمانی می‌دمد اهل آسمان‌ها همه می‌میرند، و بعد خداوند فرمان مرگ به اسرافیل می‌دهد و می‌گوید بمیر او هم می‌میرد».

به هر حال اکثر مفسّران «نفخ صور» را به همان معنی «دمیدن در شیپور» تفسیر کرده‌اند که بیان کردیم این‌ها کنایات لطیفی است در باره چگونگی پایان جهان و آغاز رستاخیز، ولی کمی از مفسرین «صور» را جمع «صورت» دانسته، و بنابراین نفخ صور را به معنی دمیدن در صورت مانند دمیدن روح در کالبد بشر دانسته‌اند، طبق این تفسیر یک مرتبه در صورت‌های انسانی دمیده می‌شود و همگی می‌میرند، و یک بار دمیده می‌شود همگی جان می‌گیرند.

این تفسیر علاوه بر اینکه با متون روایات سازگار نیست با خود آیه نیز نمی‌سازد زیرا ضمیر مفرد مذکر در جمله «ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخری» به آن بازگردانده شده، در حالی که اگر معنی جمعی داشته باشد باید ضمیر مفرد مؤنث به آن باز گردد و «نُفِخَ فَیهَا» گفته شود.
از این گذشته دمیدن در صورت در مورد احیاء مردگان مناسب است (همانگونه که در معجزات مسیح آمده) امّا این تعبیر در مورد قبض روح به کار نمی‌رود.

امّا این که فاصله میان دو نفخه چه اندازه است؟ از آیات قرآن مجید چیزی در این زمینه استفاده نمی‌شود، فقط تعبیر به «ثُمَّ» دلالت بر این دارد که فاصله‌ای وجود دارد، اما در بعضی از روایات اسلامی این فاصله «چهل سال» ذکر شده است که معلوم نیست معیار این سال‌ها چه اندازه است؛ سال‌های معمولی یا سالیان و ایّامی همچون سالیان و ایّام قیامت؟

به هر حال اندیشه در نفخه صور و پایان این جهان، و همچنین نفخه ثانی و آغاز جهان دیگر، با توجه به اشاراتی که در قرآن مجید آمده، و تفصیل بیشتری که در روایات اسلامی دیده می‌شود، درس تربیتی عمیق به انسان‌ها می‌دهد، مخصوصاً این حقیقت را روشن می‌سازد که در هر لحظه و هر حال باید آماده برای استقبال از چنین حادثه عظیم و هولناکی بود، چرا که هیچ تاریخ معیّنی برای آن بیان نشده، و وقوع آن در هر زمان محتمل است، به علاوه بدون هیچ مقدمه‌ای آغاز می‌شود لذا در ذیل یکی از احادیث مربوط به نفخ صور، راوی نقل می‌کند که وقتی سخن به اینجا رسید:

رأیت علی بن الحسین (علیهِ‌السَّلام) یبکی عند ذلک بکاء شدیداً

امام سجاد (علیهِ‌السَّلام) را در این حال دیدم که شدیداً گریه می‌کند.

و از مسأله پایان جهان و قیامت و حضور مردم برای حساب در پیشگاه خداوند سخت نگران است.

زنده شدن مردگان و خارج شدن از قبرها:

همان گونه که در بالا اشاره نمودیم، با نفخه دوّمی که انجام می‌پذیرد مردگان زنده شدن و از قبرهای خود خارج می‌شوند.
تعبیراتی که قرآن کریم و نیز روایات در خارج شدن از قبر بیان می‌کنند، حیرت انگیز و شایسته تحلیل و اندیشه است، در سوره مر، آیه7 می‌فرماید:

(خُشَّعاً أَبصَارُهُم یَخرُجُونَ مِن الأَجدَاثِ کَأَنَْهُم جَرَادٌ مُنتَشرٌ)
«آن‌ها از قبرهای خود خارج می‌شوند در حالی که چشم‌هایشان از شدت وحشت به زیر افتاده، و بدون هدف همچون ملخ‌هخای پراکنده به هر سو می‌دوند».

نسبت «خشوع» به «چشم‌ها» به خاطر آن است که صحنه آن قدر هولناک است که تاب تماشای آن را ندارند، لذا چشم از آن بر می‌گیرند و به زیر می‌اندازند.

و تشبیه به «ملخ‌های پراکنده» به تناسب این است که توده ملخ‌ها برخلاف بسیاری از پرندگانی که به هنگام حرکت دست جمعی با نظم و ترتیب خاصّی حرکت می‌کنند هرگز نظم و ترتیبی ندارند، در هم فرو می‌روند و بی هدف به هر سو روانه می‌شوند، به علاوه آن‌ها همچون ملخ‌ها در آن روز موجوداتی ضعیف و ناتوانند.

آری این کوردلان بی خبر در آن روز چنان وحشت زده می‌شوند که مانند مست‌ها بی توجه به هر طرف رو می‌آورند و به یکدیگر می‌خورند، گویی از خود بی خود شده‌اند، چنان که در آیه2 سوره حج می‌خوانیم:

(یَومَ تَرَونَهَا تَذهَلُ کُلُّ مُرضِعَهٍ عَمَّا أَرضَعَت وَ تَضَعُ کُلُّ ذَاتِ حَملٍ حَملَهَا وَ تَرَی النَّاسَ سُکَارَی وَ مَا هُم بِسُکَارَی وَلَکِنَّ عَذَابَ اللهِ شَدِیدٌ.

در آن روز مردم را مست می بینی و مست نیستند.

در حقیقت این تشبیه همانند مطلبی است که در آیه3 سوره قارعه آمده است: یَومَ یَکُونُ النَّاسُ کَالفَرَاشِ المَبثوتِ؛

به خاطر بیاورید روزی را که مردم همچون پروانه‌های پراکنده‌ای هستند! 

این که به صورت پراکنده می‌باشند ممکن است به خاطر این باشد که اهل هر مذهبی جداگانه وارد عرصه محشر می‌شوند، یا اهل هر نقطه‌ای از مناطق جدا وارد می‌شوند، و یا این که گروهی با صورت‌های زیبا و شاد و خندان و گروهی با چهره‌های عبوس و تیره و تاریک در محشر گام می‌نهند.

یا هر امّتی همراه امام و رهبر و پیشوایشان هستند، همان گونه که در آیه71 سوره اسراء آمده: (یَومَ نَدعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِم فَمَن أُوتِیَ کَتَابَهُ بَیَمِینِهِ فَأُولَئِکَ یَقرَؤُونَ کِتَابَهُم وَ لاَ یُظلَمِونَ فَتِیلا؛ روزی که هر گروهی را با پیشوایشان فرا می‌خوانیم.

و یا اینکه مؤمنان با مؤمنان و کافران با کافران محشور می‌شوند. جمع میان این تفسیرها کاملاً ممکن است زیرا مفهوم آیه گسترده است.

در پایان، این مبحث را با روایاتی چند از معصومین (عَلیهِم‌السَّلام) به پایان می‌رسانیم:
عبدالله بن مسعود گوید: در خدمت امیرالمؤمنین (علیهِ‌السَّلام) بودم که آن حضرت فرمود: «إِنَّ فِی القِیَامَهِ لخَمِسینَ مَوقِفاً کَلُّ مَوقِفٍ أَلفُ سَنَهٍ فَأَوَّل مَوقِفٍ خَرَجَ مِن قَبرِهِ، جَلَسُوا أَلفَ سَنَهٍ عُریَاناً حُفَاهً جِیَاعاً عِطَاشاً فَمَن خَرَجَ مِن قَبرِهِ مُومِناً بِرَبِّهِ مُؤمِناً بِجَنَّتِهِ وَ نَارِهِ وَ مُؤمِناً بِالبَعثِ وَ الحِسَابِ وَ القِیَامَهِ مُقِرّاً بِاللهِ مُصَدِّقاً بِنَبِیِهِ، وَ بِمَا جَاءَ بِهِ مِن عِندِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ نَجَا ِمنَ الجِوعِ وَ العَطَشِ؛

همانا در قیامت پنجاه موقف است هر موقفی هزار سال؛ موقف اوّل، بیرون آمدن از قبر است که هزار سال با بدن برهنه و پای برهنه با حال گرسنگی و تشنگی حبس می‌شوند، پس هر که از قبر خود بیرون آید در حالی که به خدا و بهشت و دوزخ و بعث و قیامت ایمان داشته باشد و مقرّ به خداوند و تصدیق کننده پیغمبر و آنچه از جانب خدا آمده، باشد از گرسنگی و تشنگی نجات خواهد یافت.

و نیز آن حضرت (علیهِ‌السَّلام) در نهج‌البلاغه در وصف روز قیامت و بیرون آمدن از قبرها فرمودند: «وَ ذَلِکَ یَومٌ یَجمَعُ اللهُ فِیهِ الأَوّلینَ وَ الآخِریِنَ لِنِقَاشِ الحِسَابِ وَ جَزَاءِ الأَعمَالِ، خُضُوعاً قِیَاماً قَد أَلجَمَهُمُ العَرَقُ، وَ رَجَفَت بِهم الأَرضُ، فَأحسَنهُم حَالاً مَن وَجَدَ لِقَدَمَیهِ مَوضِعاً، وَ لِنَفسِهِ مُتَّسَعاً

 
آن روزی است که خداوند در آن روز خلق اولین و آخرین را برای رسیدگی به حساب ایشان به دقّت و مناقشه و جزا دادن جمع می‌فرماید و حال مردم در آن روز به این نحو است که خاضع و فروتن ایستاده‌اند، و عرق‌های آن‌ها تا دهن‌هایشان رسیده و زمین، آن‌ها را به سختی و شدّت می‌جنباند و از همگی مردم حال آن کسی بهتر است که برای قدم‌های او جایی باشد و به قدری که بخواهد نفس بکشد محلّ نفس داشته باشد.

و آخرین روایت که ابن عباس گوید: رسول خدا (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) فرمود:
«یُحشَرُ الشَّاکُّ فِی عَلِیٍّ مِن قَبرِهِ وَ فی عُنُقِهِ طَوقٌ مِن نَارٍ فِیهِ ثَلَاثُمِائَهِ شُعلَهٍ عَلَی کُلِّ شُعلَهٍ مِنهَا شَیطَانٌ یَلطَمُ وَجهَهُ حَتَّی یُوقَفَ مَوقِفَ الحِسَابِ.

تردید کننده درباره علی بن ابیطالب (علیهِ‌السَّلام) روز قیامت از قبر خود برانگیخته می‌شود در حالی که طوقی از آتش درگردن اوست که سیصد زبانه دارد، و بر هر زبانه‌ای از آن شیطائی است که او را به هول و هراس اندازد و به رویش آب دهان بیفکند.

و روایات فراوان دیگر که بخشی از آن را می‌توانید در کتاب گرانقدر «منازل الآخره» حاج شیخ عبّاس قمی؛ نگاه کنید.

 

زمان حشر و نشر فرا می رسد:

در این مرحله قرآن کریم انسان‌ها را به چند گروه تقسیم کرده، می‌فرماید:
(فَأَمَّا مَن ثَقُلَت مَوَازِینُهُ * فَهُوَ فِی عِیشَهٍ رَّاضِیَهٍ * وَ أَمَا مَن خَفَّت مَوَازِینُهُ * فَأُمُهُ هَاوِیَهٌ * وَ مَا أَدرَاکَ مَاهِیَه * نَارٌ حَامِیَهٌ)

«امّا کسی که (در آن روز) ترازوهای اعمالش سنگین است، در یک زندگی خشنود کننده خواهد بود! و امّا کسی که ترازوهایش سبک است، پناهگاهش «هاویه» [دوزخ] است! و تو چه می‌دانی «هاویه» چیست؟! آتشی است سوزان».

بعضی معتقدند که اعمال انسان در آن روز به صورت موجودات جسمانی و قابل وزن درمی‌آید، و راستی آن‌ها را با ترازوهای سنجش اعمال می‌سنجند. این احتمال نیز داده شده که خود نامه اعمال را وزن می‌کنند اگر اعمال صالحی در آن نوشته شده است سنگین است و گرنه سبک وزن، یا بی وزن است.

ولی ظاهراً نیازی به این توجیهات نیست، میزان حتماً به معنی ترازوی ظاهری که دارای کفه‌های مخصوص است نمی‌باشد، بلکه به هرگونه وسیله سنجش اطلاق می‌شود، چنان که در حدیثی می‌خوانیم:

«أَنَّ أمِیرَالمُؤمنِینَ وَ الأَئِمَّهَ: مِن ذُرِیَّتِهِ هُم المَوَازِینُ:

امیر مؤمنان و امامان از دودمانش ترازوهای سنجشند.

و در حدیثی از امام صادق (علیهِ‌السَّلام) آمده است که وقتی از معنی «میزان» سؤال کردند. در پاسخ فرمود: «اَلمِیزانُ العَدلٌ؛ ترازوی سنجش همان عدل است».

به این ترتیب وجود اولیاء الله یا قوانین عدل الهی مقیاس‌هایی هستند که انسان‌ها و اعمالشان را بر آن‌ها عرضه می‌کنند، و به همین اندازه که با آن‌ها شباهت و مطابقت دارند وزنشان است! روشن است که منظور از «سبکی» و «سنگینی» میزان به معنی سنگینی خود ترازوهای سنجش نیست، بلکه وزن چیزهایی است که با آن می‌سنجند.

ضمناً تعبیر به «موازین» به صورت صیغه جمع به خاطر آن است که اولیای حق و قوانین الهی هر کدام یکی از میزان‌های سنجشند، و از این گذشته تنوّع صفات و اعمال آدمی ایجاب می‌کند که هر کدام را با میزانی بسنجند، و الگوها و ترازهای سنجش متفاوت باشد.

برگرفته از کتاب قیامت ، یا ، روز حسرت عظیم – علیرضا زکی زاده رنانی

این مطلب چطور بود؟

0 points
Upvote Downvote

نویسنده حسین

ما در مجموعه "نماز شب" وظیفه خودمان می دانیم با ارزش ترین مطالبی که حرف خدا، پیامبر و ائمه معصومین است را به زبان ساده منتشر کنیم تا نوری باشد در این تاریکی آخرالزمان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نشانه های شوکه کننده قیامت، روزی که هیچ بازگشتی در کار نیست (قسمت اول)

در روز قیامت چه اتفاقاتی می افتد؟ 8 راز تکان دهنده این روز مهیب (قسمت سوم)