in

شاهدان و شاکیان روز قیامت چه کسانی هستند (قسمت چهارم)

از آیات قرآن کریم و روایات معصومین (عَلیهِم‌السَّلام) استفاده می‌شود که در دادگاه عدل الهی، حضور شاهدان قطعی و حتمی است. امّا این شاهدان چه کسانی هستند؟ و نحوه شهادت و گواهی آنان چگونه است؟ در این مبحث به فضل الهی با توجّه به آیات قرآن و روایات اشاره‌ای به آن‌ها می‌کنیم:

 

اوّلین شاهد: خداوند

 

در قرآن می‌خوانیم: « إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا والَّذِینَ هَادُوا وَ الصَّابئِینَ وَ النَّصَارَی وَ المَجُوسَ وَ الَّذِینَ أَشرَکُوا إِنَّ اللهَ یَفصِلُ بَینَهُم یَومَ القِیَامَهِ إِنَّ اللهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ؛

همانا خداوند بر همه چیز گواه است.

. برای خداوند اوصاف دیگری نیز وارد شده که همگی دلالت بر احاطه و حضور و علم و گواهی خداوند دارند

نظیر آیه: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِنِ نَفسٍ وَاحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنهَا زَوجَهَا وَ بَثَّ مِنهُمَا رِجَالاً کَثِیراً وَ نِسَاء وَاتَّقُوا اللهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرحَامَ إِنَّ اللهَ کَانَ عَلیکُم رَقِیباً؛

همانا خداوند مراقبت شماست.

یا آیه: «و لله ما فی السماوات و ما فی الارض و کان الله بکل شیء محیطاً؛

خداوند بر هر چیز احاطه و حضور دارد.

و یا تمام آیاتی که بیانگر علم الهی است.
در دعای کمیل حضرت امیر (علیهِ‌السَّلام) نیز می‌خوانیم:
«وَ کُنتَ أَنتَ الرَّقِیبَ عَلَیَّ مِن وَرَائِهِم وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِیَ عَنهُم؛

خودت نیز مراقب من بودی و گواه اعمالی بودی که از ایشان پنهان می‌ماند.

 

دومین شاهد: انبیا الهی

یکی از گواهان در قیامت، پیامبران می‌باشند.
قرآن می‌فرماید: «و جئنابک علی هؤلاء شهیداً

ما تو را در قیامت در حالی که شاهد و گواه مردم هستی، حاضر می‌کنیم.

در جای دیگر می‌خوانیم: (وَ یَومَ نَبعَثُ فِی کُّلِ أُمَهٍ شَهِیداً عَلَیهِم مِن أَنفُسِهِم وَ جِئنَا بِکَ شَهِیداً عَلَی هَؤُلاء وَ نَزَّلنَا عَلَیکَ الکِتَابَ تِبیَاناً لِکُّلِ شَیءٍ وَ هُدیً وَ رَحمَهً وَ بُشرَی لِلمُسلِمِینَ.

روزی که از میان هر قوم و امّتی شاهدی از خوشان برمی‌انگیزیم و تو را شاهخد بر آنان.

بنابراین در قیامت شاهد هر امّتی، پیامبر همان امّت خواهد بود و شاهد تمام انبیاء شخص رسول اکرم (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) است.
ممکن است سؤال شود، گواهی پیامبران نسبت به اعمال امّت خویش چگونه خواهد بود؟

پاسخ: اگر کلمه «هؤلاء» [در آیه بالا] اشاره به مسلمانان بوده باشد همانطور که در تفسیر مجمع البیان آمده است، پاسخ این سؤال روشن خواهد بود زیرا هر پیامبری مادامی که در میان امت خویش می‌باشد شاهد و ناظر اعمال آن‌ها است و بعد از آن‌ها اوصیاء و جانشینان .

معصومشان، شاهد و ناظر اعمال امّت خواهند بود، و لذا درباره حضرت عیسی (علیهِ‌السَّلام) چنین می‌خوانیم: که در روز قیامت، مسیح (علیهِ‌السَّلام) در پاسخ سؤال پروردگار عرض می‌کند:
(مَا قُلتُ لَهُم إِلاَّ مَا أَمَرتَنِی بِهِ أَنِ اعبُدُوا اللهَ رَبِّی وَ رَبَّکُم وَ کُنتُ عَلَیهِم شَهِیداً مَا دُمتُ فِیهِم فَلَمَّا تَوَفَّیتَنِی کُنتَ أَنتَ الرَّقِیبَ عَلَیهِم وَ أَنتَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ)

«پروردگارا من به آن‌ها جز آنچه دستور دادی نگفتم، به آن‌ها گفتم خداوند را که پروردگار من و شما است عبادت کنید، و تا آن زمان که در میان آن‌ها بودم شاهد و گواه اعمال آن‌ها بودم ولی هنگامی که مرا از میان آن‌ها باز گرفتی خودت مراقب آنان بودی و. تو بر هر چیز گواهی».

ولی جمعی از مفسّران احتمال داده‌اند که کلمه «هؤلاء» اشاره به گواهان امّت‌های پیشین است، یعنی ای پیامبر اسلام تو را گواه همه گواهان و انبیای گذشته قرار خواهیم داد و در پاره‌ای از روایات نیز به همین تفسیر اشاره شده است.

و بنابراین مفهوم آیه چنین خواهد شد که: هر پیامبری در حال حیات و ممات از طریق مشاهده باطنی و روحانی ناظر احوال تمام امّت خویش خواهد بود و روح پاک پیامبر اسلام (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) نیز از همین راه ناظر همه امم پیشین و امّت خویش می‌باشد.

و به این طریق آن‌ها می‌توانند نسبت به اعمال آن‌ها گواهی دهند و حتّی صلحای امت و افراد نمونه پرهیزکار نیز ممکمن است از چنین آگاهی برخوردار باشند و مفهوم آن چنین می‌شود که روح پیامبر اسلام (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) از آغاز خلقت آدم وجود داشته است، زیرا معنی شهود، آگاهی توأم با حضور است ولی این تفمسیر با آیه‌ای که [آیه 117 مائده] درباره حضرت مسیح (علیهِ‌السَّلام) نقل شد چندان سازگار نیست چون آیه مزبور می‌گوید: مسیح (علیهِ‌السَّلام) شاهد بر تمام امّت خود نبود بلکه شاهد بر آن‌ها مادام الحیات بود.

امّا اگر شهادت را به معنی شهادت عملی بگیریم یعنی مقیاس سنجش بودن اعمال یک فر نمونه برای اعمال سایرین، در این صورت تفسیر فوق خالی از اشکال خواهد بود زیرا هر پیامبری با صفات ممتازی که داشته مقیاس سنجش برای امّت خویش محسوب می‌شده، و خوبان و بدان امّت را با شباهت و عدم شباهت به آنان می‌توان شناخت، و از آنجا که پیامبر اسلام (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) بزرگترین پیامبران الهی است، صفات و اعمال او مقیاس سنجش برای شخصیت تمام انبیاء خواهد شد.

 

سومین شاهد: امامان معصوم

در قرآن می‌خوانیم:

(وَ کَذَلِکَ جَعَلنَاکُم أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدَاء عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونُ الرَّسُولُ عَلَیکُم شَهِیداً وَ مَا جَعَلنَا القِبلَهَ الَّتِی کُنتَ عَلَیهَا إِلاَّ لِنَعلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَی عَقِبیهِ وَ إِن کَانَت لَکَبیرَهً إِلاَْ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللهُ وَ مَا کَانَ اللهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُم إِنَّ اللهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ

و بدین گونه شما را نیز، امّت میانه‌ای قرار دادیم تا بر مردم شاهد باشید؛ و پیامبر هم بر شما شاهد است.

به اسناد صحیح و معتبر از امام باقر و امام صادق (علیهِ‌السَّلام) روایت شده است که در پاسخ از این آیه فرموده‌اند:

«نَحنُ الأُمَّهُ الوَسَطُ وَ نَحنُ شُهَدَاءُ اللهِ عَلَی خَلقِهِ وَ حُجَّتُهُ فِی أَرضِهِ

مائیم امّت میانه و مائیم گواهان خدای تبارک و تعالی بر خلقش و حجّت‌های او در زمینش.

در روایتی از امام باقر (علیهِ‌السَّلام) در تفسیر آیه: «وَ نَزَعنا مِن کُلِّ أُمَّهٍ شَهِیداً» چنین می‌خوانیم:

وَ مِن هَذِهِ الأُمَّهِ إِمَامُهَا.

یعنی از این امّت نیز امامش را بر می‌گزینیم.

این سخن اشاره به آن است که در هر عصر و زمانی شاهد و گواه معصومی برای امّت لازم است، و حدیث فوق از قبل بیان مصداق این معنا است.
علاوه بر روایات در زیارات ائمه اطهار (عَلیهِم‌السَّلام) نیز اشاره به این مقام والای ایشان شده است، در زیارت جامعه کبیره چنین می‌خوانیم:

وَ شُهَدَاءُ دَارِ الفَنَاءِ وَ شُفَعَاءُ دَارِ البَقَاءِ؛

و شاهدان دار فناء و شفیعان دار بقائید.

 

چهارمین شاهد: فرشتگان الهی

در قرآن می‌خوانیم:

و جاءت کل نفس معها سائق و شهیدٌ.

روز قیامت هر انسانی در پیشگاه عدل الهی حاضر می‌شود، در حالی که کنار او هم فرشته‌ای است که او را به محشر سوق می‌دهد و همچنین فرشته‌ای است که شاهد کارهای انجام شده اوست.


فرشتگانی که در قیامت گواه بر اعمال انسانند، ممکن است همان گروه از مأمورانی باشند که در دنیا همراه ما بوده و اعمال ما را ضبط می‌نمودند و ممکن است سایر فرشتگان باشند.

 

پنجمین شاهد: زمین

قرآن می فرماید:

«یَومَئِذٍ تُحَّدِثُ أَخبَارَهَا.

زمین در قیامت خبرهایش را بازگو می‌کند.

آنچه از خوبی‌ها و بدی‌ها، و اعمال خیر و شرّ، بر صفحه زمین واقع شده است، همه را برملا می‌سازد، و یکی از مهم‌ترین شهود اعمال انسان در آن روز همین زمینی است که ما اعمال خود را بر آن انجام می‌دهیم، و شاهد و ناظر ما است.

و امّا این که منظور از خبر دادن زمین چیست؟ می‌توان با توجّه به روایات معصومین (عَلیهِم‌السَّلام) به این سؤال نیز پاسخ داد:
در حدیثی از رسول خدا (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) می‌خوانیم که فرمود:

«اتدرون ما أخبارها؟»:

آیا می‌دانید منظور از اخبار زمین در اینجا چیست؟

قَالُوا: اللهُ وَ رَسُولُهُ أَعلَمُ؛ گفتند: خدا و پیغمبرش آگاه‌تر است. فرمود:

أَخبَارُهَا أَن تَشهَدَ عَلَی کُلِّ عَبدٍ وَ أَمَهٍ بِمَا عَمِلُوا عَلَی ظَهرِهَا، تَقُولُ عَمَلٌ کَذَا وَ کَذَا، یَومَ کَذَا، فَهَذَا أَخبَارُهَا؛

منظور از خبر دادن زمین این است که اعمال هر مرد و زنی را که بر روی زمین انجام داده‌اند خبر می‌دهد، می‌گوید:  فلان شخص در فلان روز فلان کار را انجام داد، این است خبر دادن زمین.

در حدیث دیگری از پیغمبر اکرم (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) می‌خوانیم:

«حَافِظُوا عَلَی الوُضُوءِ وَ خَیرُ أَعمَالِکُم الصَّلَاهُ، فَتَحفَظُوا مِنَ الأََرضِ فَإِنَّهَا أُمُکُم، وَ لَیسَ فِیهَا أَحَدٌ یَعمَلُ خَیراً وَ شَرّاً إِلاَّ وَ هِیَ مُخبِرَهٌ بِهِ.

مواظبت بر وضو کنید، و بهترین اعمال شما نماز است، و مراقب زمین باشید که مادر شما است، هیچ انسانی کار خیر یا شرّی به جا نمی‌آورد مگر این که زمین از آن خبر می‌دهد.

از ابوسعید خدری نیز نقل شده که گوید: هرگاه در بیابان هستی صدایت را به اذان بلند کن، چرا که از رسول خدا (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) شنیدم که می‌فرمود:

لاَ یَسمَعُهُ جِنٌّ وَ لاَ إِنسٌ وَ لاَ حَجَرٌ إِلَّا یَشهَدُ لَهُ.

هیچ جنّ و انس و قطعه سنگی آن را نمی‌شنود مگر این که برای او (در قیامت) گواهی می‌دهد.

آیا راستی زمین به فرمان خدا زبان می‌گشاید و تکلّم می‌کند؟ یا این که منظور ظاهر شدن آثار اعمال انسان بر صفحه زمین است؟ زیرا می‌دانیم هر عملی که انسان انجام دهد، خواه ناخواه در اطراف او آثاری به جا می‌گذارد، هر چند امروز برای ما محسوس نباشد، درست همانند آثاری که از خطوط انگشتان یک دوست یا دشمن بر روی دستگیره در می‌ماند، و در آن روز همه این آثار ظاهر می‌شود.

و سخن گفتن زمین چیز جز این ظهور بزرگ نیست، همانگونه که گاه به یک شخص خواب آلود می‌گوئیم چشمان تو می‌گوید که دیشب نخوابیده‌ای، یعنی آثار بی خوابی در آن نمایان است.

به هر حال این موضوع عجیبی نیست، چرا که هم امروز با پیشرفت علم و دانش بشر ابزار و وسائلی اختراع شده که در همه جا، و هر لحظه، می‌تواند صدای انسان را ضبط کند، یا از انسان و اعمالش عکس برداری نماید، و به عنوان یک سند مسلّم در دادگاه مطرح شود، به گونه‌ای که قابل هیچ گونه انکار نباشد.

اگر در گذشته بعضی از شهادت زمین تعجّب می‌کردند امروز یک نوار نازک یا یک دستگاه ضبط که به صورت یک دکمه به لباس دوخته می‌شود می‌تواند مسائل بسیاری بازگو کند.

و آخرین سخن این مبحث را با دو روایت زیبا از علی (علیهِ‌السَّلام) به پایان می‌رسانم که فرمودند:

«وَ صَلُّوا مِنَ المَسَاجِدِ فِی بِقَاعٍ مُختَلِفَهٍ فَإِنَّ کُلَّ بُقعَهٍ تَشهَدُ لِلمُصَلّیِ عَلَیهَا یَومَ القِیَامَهِ

در قسمت‌های مختلف مساجد نماز بخوانید، زیرا هر قطعه زمینی در قیامت برای کسی که روی آن نماز خوانده گواهی می‌دهد.

و در حدیث دیگری آمده است که امیرمؤمنان علی(علیهِ‌السَّلام) هنگامی که بیت‌المال را تقسیم می‌کرد و خالی می‌شد، دو رکعت نماز به جا می‌آورد و می‌فرمود:

أَشهَدِی أَنِّی مَلَاتُکَ بِحَقٍّ، وَ فَرَغتُکَ بِحَقٍّ.

گواهی ده که من تو را به حق پر کردم و به حق خالی کردم.

ششمین شاهد: وجدان

یکی از شاهدان در آن روز، عقل و وجدان بیدار کننده انسان است. در قرآن آیات بسیاری آمده که بارها انسان به کمال صراحت به گناه و انحراف خود اقرار می‌کند، اقراری از عمق جان و از تمام وجود. اقراری که شاید از اقرار هر شاهدی پر سوز و گدازتر باشد.

جالب این که در آن روز خداوند نیز وجدان را، قاضی قرار می‌دهد و به انسان خطاب می‌فرماید:

اِقرَأ کَتَابَکَ کَفَی بِنَفسِکَ الیَومَ عَلَیکَ حَسِیباً.

 

نامه عمل خود را بخوان، امروز روح و روان تو برای این که علیه تو گواهی دهند، کافی است.

آری، بر فرض در روز قیامت هیچ دادگاه و حسابگری هم نباشد، تمام وجود ما بر خودمان گواهی می‌دهند و این برای کیفر و پاداش کافی است.

چنان که اگر هیچ کس با معتادان سخنی نگوید، همان تنگی سینه و هر یک از سرفه‌های او که در اثر اعتیاد پیدا شده بر علیه او سخن‌ها دارند.

در مناجات می‌خوانیم: خدایا! هرگاه حساب مرا به خود من واگذار کنی، جزای خویش را جز قهر و غضب و آتش دوزخ تو چیز دیگری نمی‌دانم.

 

هفتمین شاهد: اعضای بدن

یکی از شاهدها در روز قیامت، اعضای بدن (دست و پا و پوست و زبان) هستند. قرآن می‌فرماید:

(یَومَ تَشهَدُ عَلَیهِم أَلسِنَتُهُم وَ أَیدیِهِم وَ أَرجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَعمَلُونَ.

روزی که زبان و دست و پاهای مردم بر آنان گواهی می‌دهند.

و گاهی بر دهان مهر خورده و تنها دست و پاها سخن می‌گویند: اَلیَومَ نَختِمُ عَلَی أَفوَاهِهِم وَ تُکَّلِمُنَا أَیدِیهِم وَ تَشهَدُ أَرجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَکسِبُونَ؛

روزی که بر لب‌های آنان مهر می‌زنیم و تنها دست آنان با ما حرف می‌زند و پاهایشان گواهی می‌دهند که در دنیا به کجاها رفتند و چه کارها کردند.

در آیه دیگر می‌خوانیم: حَتَّی إِذَا مَا جَاؤُوهَا شَهِدَ عَلَیهِم سَمعُهُم وَ أَبصَارُهُم وَ جُلُودُهُم بِمَا کَانُوا یَعمَلُونَ

روز قیامت، گوش و چشم‌ها و پوست‌هایشان به آنچه در دنیا عمل کرده‌اند، گواهی می‌دهند.

جالب آن که انسان که این گواهی را از اعضای خود می‌بیند، با کمال ناراحتی و شرمندگی به پوست خود می‌گوید: وَ قَالُوا لَجِلُودِهِم لِمَ شَهِدتُّم عَلَینَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللهُ الَّذِی أَنطَقَ کُلَّ شَیءٍ وَ هُوَ خَلَقَکُم أَوَّلَ مَرَّهٍ وَ إِلَیهِ تُرجَعُونَ.

چرا و چگونه در این روز از گناهان رسوا و شرم آوری که توسّط تو مرتکب شده‌ام پرده برداشته و گواهی می‌دهی؟! پوست جواب می‌دهد:

وَ قَالُوا لِجُلُودِهِم لِمَ شَهِدتُّم عَلَینَا قَالُوا أَنَطَقَنَا اللهُ الَّذِی أَنطَقَ کُلَّ شَیءٍ وَ هُوَ خَلَقَکُم أَوَّلَ مَرَّهٍ وَ إِلَیهِ تُرجَعُونَ.

خداوندی که همه چیز را به نطق و گفتگو درمی‌آورد، ما را به گواهی و سخن گفتن وادار نمود زمانی واقعیّت دارد که هر یک از اعضا در دنیا دارای شعور باشند و از عمل انسان آگاه باشند وگرنه هرگاه در قیامت خداوند به اعضا شعور بدهد و یا در آن روز به آن‌ها آگاهی و صورت بدهد که شهادت نخواهد بود.

 

زیرا شاهد باید به هنگام عمل، هم حاضر باشد و هم عالم باشد تا بتواند ماجرا را دریابد و برای روزی دیگر گواهی بدهد. بنابراین همه اعضای ما در این عالم دارای یک نوع آگاهی و شعورند، گرچه نوع آن علم و شعور با علم و شعور ما فرق داشته باشد.

امّا این که چرا از میان حواس انسان بیشتر اشاره به چشم و گوش شده است، دلیلش روشن است، زیرا معلومات حسّی انسان غالباً از این دو طریق حاصل می‌شود و بقیه تحت الشعاع آن‌ها هستند.

آخرین سخن این که، گواهی اعضا مربوط به کفّار و مجرمان است، وگرنه مؤمنان حسابشان روشن است، لذا در حدیثی از امام باقر (علیهِ‌السَّلام) می‌خوانیم:

لَیسَت تَشهَدُ الجَوَارحُ عَلَی مُؤمنٍ إِنَّمَا تَشهَدُ عَلَی مَن حَقَّت عَلَیهِ کَلِمَهُ العَذَابِ فَأَمَّا المُؤمِنُ فَیُعطَی کِتَابِهُ بِیَمِیِنِه قَالَ الله ُعَزَّوَجَلَّ فَمَن أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقرَؤُنَ کِتابَهُم وَ لا یُظلَمُونَ فَتِیلا

اعضای پیکر انسان بر ضد مؤمن گواهی نمی‌دهد، بلکه گواهی بر ضدّ کسی می‌دهد که فرمان عذاب بر او مسلّم شده، و اما مؤمن، نامه اعمالش را به دست راست او می‌دهند (و خودش آن را می‌خواند) همان گونه که خداوند متعال فرموده:

آن‌ها که نامه اعمالشان به دست راستشان داده شد (با سرفرازی و افتخار) نامه اعمال خود را می‌خوانند و کمترین ستمی به آن‌ها نخواهد شد.

 

هشتیمن شاهد: زمان

گرچه در متن آیات قرآن اشاره به این شاهد نشده است، ولی در روایات معصومین (عَلیهِم‌السَّلام) شاهد بر آن وجود دارد چنان که از علی (علیهِ‌السَّلام) می‌خوانیم:

«مَا مِن یَومٍ یَمُرُّ عَلَی ابنِ آدَمَ إِلاَّ قَالَ لَهُ ذَلِکَ الیَومُ یَا ابنَ آدَمَ أَنَا یَومٌ جَدِیدٌ وَ أَنَا عَلَیکَ شَهِیدٌ فَقُل فِیَّ خَیراً وَ اعمَل فِیَّ خَیراً أَشهَدُ لَکَ بِهِ یَومَ القِیَامَهِ فَإِنَّکَ لَن تَرَانِی بَعدَهُ أَبَداً؛

هیچ روزی بر فرزند آدم نمی‌گذرد مگر این که به او می‌گوید: ای فرزند آدم! من روز تازه‌ای هستم و بر تو گواهم، در من سخن خوب بگو، و عمل نیک انجام ده، تا در قیامت به نفع تو گواهی دهم کزیرا پس از این هرگز مرا نخواهی دید.

امام سجاد (علیهِ‌السَّلام) نیز در دعای ششم صحیفه سجّادیه می‌فرماید:

هَذَا یَومٌ حَادِثٌ جَدِیدٌ وَ هُوَ عَلَینَا شَاهِدٌ عَتِیدٌ.

امروز روز تازه و جدیدی است و در قیامت گواهی اعمالی است که در آن انجام می‌دهیم.

 

نهمین شاهد: اعمال

از شاهدان روز قیامت، خود اعمال و کردارهای انسان است که در برابر انسان مجسّم و نمودار می‌شوند. آری، همین که عمل در آن نظام خود را نشان داد، دیگر هیچ راهی برای انکار وجود ندارد.
مسأله تجسّم عمل در قرآن و روایات بسیار است که ما به نمونه‌ای از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

«نَزَّلَ عَلَیکَ الکِتَابَ بِالحَقِّ مُصَدِّقاً لِمَّا بَینَ یَدَیهِ وَ أَنزَلَ الَّتورَاهَ وَ الإِنجِیلَ»

 

وَ وُضِعَ الکِتابُ فَتَرَی المُجرِمِینَ مُشفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَ یَقُولُونَ یَا وَیَلَتَنَا مَالِ هَذَا الکِتَابِ لاَ یُغَادِرُ صَغِیرهً وَ لاَ کَبِیرَهً إِلاَّ أَحصَاهَا وَ وَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً وَ لاَ یَظلِمُ رَبُّکَ أَحَداً.

روز قیامت انسان رفتار و کردار دنیایی خود را در برابر خود حاضر می‌بیند.

فَالیَومَ لَا تُظلَمُ نَفسٌ شَیئاً وَ لَا تُجزَونَ إِلَّا مَا کُنتُم تَعمَلُونَ

جزایی برای شما نیست، مگر همان عمل خودتان که گریبانگیر شما می‌شود.

قَد خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِلِقَاء اللهِ حَتَّی إِذَا جَاءتهُمُ السَّاعَهُ بَغتَهً قَالُوا یَا حَسرتَنَا عَلَی مَا فَرَّطنَا فِیهَا وَ هُم یَحمِلُونَ أَوزَارَهُم عَلَی ظُهُورِهِم أَلاَ سَاء مَا یَزِروُنَ.

گناهانی که در دنیا به صورت کار و انرژی از انسان صادر شده، در آن روز به صورت باری بر دوش او سنگینی می‌کند.

یَومَ یُحمَی عَلَیهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَتُکوَی بِهَا جِبَاهُهُم وَ جُنوبُهُم وَ ظُهُورُهُم هَذَا مَا کَنَزتُم لأَنفُسِکُم فَذُوقُوا مَا کُنتُم تَکنِزُونَ.

در دنیا افراد متموّلی که تنها به فکر ذخیره کردن پول و ثروت خود هستند و به فریاد محرومان نمی‌رسند در حالی که دل صدها فقیر از بینوایی و نداری می‌سوزد، در قیامت همان پول‌ها و سکّه‌ها داغ و به پیشانی و پهلوی زراندوزان گذارده می‌شود.

الَّذِینَ یَأکُلُونَ الرِّبَا لاَ یَقُومُونَ إِلاَّ کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیطَانُ مِنَ المَسِّ ذَلِکَ بِأَنَّهُم قَالُوا إِنَّمَا البَیعُ مِثلُ الرِّبَا وَ أَحَلَّ اللهُ البَیعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوعِظَهٌ مِّن رَبَّهِ فَانتَهَیَ فَلَهُ مَا سَلَف وَ أَمرُهُ إِلَی اللهِ وَ مَن عَادَ فَأُوَلئِکَ أَصحَابُ النَّارِ هُم فِیهَا خَالِدُونَ.

افرادی که در دنیا با گرفتن ربا اعتدال جامعه را به هم می‌زنند، در قیامت نیز با داشتن یک شکم بزرگ، اعتدال ایستاده و حرکت از آنان گرفته می‌شود.

امام صادق (علیهِ‌السَّلام) در تفسیر آیه180 سوره آل عمران می‌فرماید:

«مَانِعُ الزَّکَاهِ یُطَوَّقُ بِحَیَّهٍ قَرعَاءَ وَ تَأکُلُ مِن دِمَاغِهِ وَ ذَلِکَ قَولُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: سَیُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ یَومَ القِیامَهِ؛

اموالی که در دنیا مورد بخل قرار گرفته و مالیات اسلامی آن پرداخت نشده است، در قیامت به صورت ماری به گردن صاحبش انداخته می‌شود.

کسی که در دنیا غیبت شخصی را در محلّه‌ای دیگر کرده است، این زبان درازی و نیش زدن دنیایی، سبب می‌شود در آخرت زبانش از دهانش بیرون آمده و به قدری دراز می‌شود که روز زمین قرار گرفته و مردم آن را لگد می‌کنند و این یک نوع تجسّم عمل است.

روایات بسیار دیگری نیز وجود دارند که در باب تجسّم اعمال سخن گفته‌اند که از فراوانی، قابل شمارش نمی‌باشند. بخشی از آن را می‌توانید درکتاب گرانقدر: «گناهان کبیره شهید دستغیب (رَحمَه‌ُالله)» و «معراج پیامبر (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم)، اثر نگارنده»، مشاهده فرمائید.

 

امّا سخن آخر: به راستی عجیب است این همه گواهان حق، و شاهدان آن دادگاه بزرگ، از زمان و مکان گرفته، تا فرشتگان و اعضای پیکر ما و انبیا و اولیا، و برتر از همه ذات پاک خدا، مراقب اعمال ما هستند و گواه بر ما، و ما چه بی‌خبریم؟! آیا ایمان به وجود چنین مراقبانی کافی نیست که انسان را کاملاً در مسیر حق و عدالت و پاکی و تقوا قرار دهد.

 

شاکیان روز قیامت چه کسانی هستند:

 

روز قیامت و در دادگاه عدل الهی، علاوه بر سؤالاتی که از انسان می‌شود و شاهدان و گواهان متعدّد شهادت می‌دهند، شاکیانی هم هستند که از انسان شکایت دارند، از جمله:

1- رسول خدا (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم):


در قرآن می‌خوانیم که پیامبر (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) در روز قیامت نزد خدا شکایت کرده و می‌فرماید: وَ قَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَومِی اتَّخَذُوا هَذَا القُرآنَ مَهجُوراً؛

پروردگارا! امّت من، قرآن را کنار گذاشته و مهجور کردند. 

خدایا! آنان یا قرآن را نخواندند، یا تدبّر نکردند و یا عمل نکردند و یا به دیگران نرساندند.
به جای این که برای زنده‌ها بخوانند، تنها بر مرده‌ها خواندند، به جای این که کتاب زندگی و قانون قرار دهند، کتاب تشریفات و سوگند قرار دادند.

به جای آن که روبرو قرار دهند، پشت سر گذاشتند، به جای آن که از آن نور بگیرند، به وسیله آن پول گرفتند.
به جای آن که آیات آن را به دل بنشانند، بر کاغذ نوشتند و بر سنگ تراشیدند، به جای آن که او را حفظ نمایند، فراموش نمودند. .

در روایتی از امام رضا (علیهِ‌السَّلام) چنین آمده که:

«دلیل آن که در نماز، قرآن می‌خوانیم آن است که قرآن از مهجوریّت خارج شود.»

و سخن آخر، اقرار بعضی بزرگان درباره مهجوریّت قرآن:

الف: ملاصدرا (رَحمَه‌ُالله)؛ در مقدّمه تفسیر سوره واقعه می‌گوید: «بسیار به مطالعه کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم، ولی همین که کمی بصیرتم باز شد، خودم را از علوی واقعی خالی دیدم. در آخر عمر به فکر رفتم که به سراغ تدبّرم در قرآن و روایات محمّد و ال محمّد (عَلیهِم‌السَّلام) بروم. یقین کردم که کارم بی اساس بوده است، زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید، تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبّر در قرآن کردم، درِ خانه وحی را کوبیدم، درها باز شد و پرده‌ها کنار رفت، و دیدم فرشتگان به من می‌گویند: «سَلامٌ عَلَیکُم طِبتُم فَادخُلُوها خالِدِینَ».

ب: فیض کاشانی (رَحمَه‌ُالله)؛ می‌گوید: کتاب‌ها و رساله‌ها نوشتم، تحقیقاتی کردم، ولی در هیچ یک از علوم دوائی برای دردم و آبی برای عطشم نیافتم، بر خود ترسیدم و به سوی خدا فرار و انابه کردم تا خداوند مرا از طریق تعمّق در قرآنو و حدیث هدایت کرد.

ج: امام خمینی (رَحمَه‌ُالله) در گفتاری از این که تمام عمر خود را در راه قرآن صرف نکرده، تأسّف می‌خورد و به حوزه‌ها و دانشگاه‌ها سفارش می‌کند که قرآن و ابعاد گوناگون آن را در همه رشته‌ها، مقصد اعلی قرار دهند تا مبادا در آخر عمر بر ایّام جوانی تأسّف بخورند.

بنابراین باید تلاشی همه جانبه داشته باشیم تا قرآن را از مهجوریّت درآوریم و آن را در همه ابعاد زندگی، محور علمی و عملی خود قرار دهیم تا رضایت پیامبر عزیز اسلام را جلب کنیم.

 

2-قرآن:

 

یکی از شکایت کنندگان در روز قیامت، قرآن کریم است.
پیامبر اکرم (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) فرمودند:

«یَجِیءُ یَومَ القِیَامَهِ ثَلَاثَهٌ یَشکُونَ المُصحَفُ وَ المَسجِدُ وَ العِترَهُ یَقُولُ المُصحَفُ یَا رَبِّ حَرَّقُونِی وَ مَزَّقُونِی وَ یَقُولُ المَسجِدُ یَا رَبِّ عَطَّلُونِی وَ ضَیَّغُونِی وَ یَقُولُ العِترَهُ یَا رَبِّ قَتَلُونَا وَ طَرَدُونَا وَ شَرِّدُونَا فَأَجثُو لِلرَّکبَتَینِ لِلخُضُومَهِ فَیَقُولُ اللهُ جَلَّ جَلاَلُهُ لِی أَنَا أَولَی بِذَلِکَ؛

روز قیامت سه چیز برای شکایت از مردم به صحنه می‌آید: یکی قرآن، یکی مسجد، و دیگری اهل بیت (عَلیهِم‌السَّلام)؛ قرآن عرض حالش این است که پروردگار مرا بسوزاندند و پاره پاره کردند.

و مسجد می‌گوید: پروردگارا! مرا تعطیل کردند و حقّم را ضایع ساختند.
عترت پیغمبر می‌گویند! پروردگارا ما را کشتند و راندند و آواره کردند. در این هنگام من به دو زانو می‌نشینم تا داد این سه را از دشمنانشان بستانم خدای جل جلاله مرا می‌فرماید: که به دادستانی این سه، من خود سزاوارترم.

نیز از امام صادق (علیهِ‌السَّلام) روایت شده که فرمودند:

«ثَلَاثَهٌ یَشکُونَ إِلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ مَسجِدٌ خَرَابٌ لاَ یُصَلِّی فِیهِ أَهلُهُ وَ عَالِمٌ بَینَ جُهَّالٍ وَ مُصحَفٌ مُعَلَّقٌ قَد وَقَعَ عَلَیهِ الغُبَارُ لاَ یُقرَأُ فِیهِ؛

سه چیز است که به درگاه خدای عزّوجلّ شکایت می‌کنند: مسجد ویرانی که اهلش در آن نماز نخوانند، و دانشمند و عالمی که میان نادان‌ها و جهّال باشد، و قرآنی که گرد بدان نشسته و کسی آن را نخواند.

ممکن است قرآن در روز قیامت از دو دسته هوادار و مخالف، شاکی باشد و در دادگاه عدل خداوند، جلو آن‌ها را بگیرد.

 

3-مسجد:

یکی از شاکیان در روز قیامت، مسجد است.
در حدیثی می‌خوانیم که رسول خدا (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) فرمود: روز قیامت مسجد به درگاه خداوند از مسلمانان شکایت می‌کند و می‌گوید:

«یا رب عطلونی و ضیعونی»

خدایا مرا تعطیل و حقّم را ضایع کردند.

با آن که رسول خدا (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) در مورد عظمت جایگاه مسجد فرمود: بر در ششم بهشت دیدم چنین نوشته است:

«مَن أَرَادَ أَن یَکُونَ قَبرُهُ وَسِیعاً فَسِیحاً فَلیَبنِ المَسَاجِدَ، وَ مَن أَرَادَ أَن لاَ تَأکُلَهُ الّدِیدَانُ تَحتَ الأَرضِ فَلیَسکُنِ المَسَاجِدَ، وَ مَن أَحَبَّ أَن یَکُونَ طَرِیاً مُطِرّاً لاَ یَبلَی فَلیَکنُسِ المَسَاجِدَ، وَ مَن أَحَّبَ أَن یَرَی مَوضِعَهُ فِی الجَنَّهِ فَلیَکسُ المَسَاجِدَ بِالبُسُطِ.

هر کس می‌خواهد قبرش وسیع و جادار باشد، مسجد بسازد. هر کس می‌خواهد که حیوانات زیرزمین بدن او را نخورند پس در مساجد سکنی گزیند و مرتب به مساجد برود. هر کس می‌خواهد که بدنش در قبر تازه باشد و پوسیده و فاسد نشود، مساجد را بپوشاند. هر کس می‌خواهد که جایگاه خودش را در بهشت ببیند، سعی در توسعه مسجد نماید تا نماز در آن هر چه با شکوه‌تر برگزار شود.

4-رهبران آسمانی:

 

از جمله شاکیان در قیامت، رهبران آسمانی می‌باشند.
در حدیث می‌خوانیم که روز قیامت اهل بیت پیامبر به عنوان شکایت می‌گویند:

«یا رب قتلونا و طردونا و شردونا»

 خدایا! ما را کشتند و تبعید و آواره ساختند.

خدایا! به جای پذیرفتن رهبری بر حقّ ما، به سراغ مسرفان و مفسدان طاغوت‌ها رفتند.

سال‌ها به جای دوستی و مودّت ما که مزد رسالت بود، بر سر منبرها و نمازها به ما لعنت می‌کردند.
خدایا! تنها یادگار رسول خدا (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) دخترش فاطمه (علیهاالسَّلام) بود که به او سیلی زده و حقّش را غصب نموده و خود و فرزندانش را شهید کردند.

خدایا! سر مبارک مولود کعبه و وصیّ پیامبر (صَلَی اللهُ عَلیه وَآله وسَلم) حضرت علی (علیهِ‌السَّلام) را با شمشیر شکافتند و جنازه امام حسن (علیهِ‌السَّلام) را تیر باران کردند و بدن امام حسین (علیهِ‌السَّلام) را زیر سم اسب‌ها رها کردند و عترت او را به اسارت بردندو امامان دیگر را هم در غل و زنجیر و زندان و تبعید و محاصره به شهادت رساندند و حتّی گنبد و بارگاه‌های مزار آنان را خراب کردند و چنان وضعی پیش آوردند که به ناچار حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) هم به امر الهی، از چشم مردم پنهان و غیبت اختیار کردند.

بارالها! ما را در روز قیامت از افرادی که مورد شکایت این شاکیان هستند، قرار مده. .

 

این مطلب چطور بود؟

0 points
Upvote Downvote

نویسنده حسین

ما در مجموعه "نماز شب" وظیفه خودمان می دانیم با ارزش ترین مطالبی که حرف خدا، پیامبر و ائمه معصومین است را به زبان ساده منتشر کنیم تا نوری باشد در این تاریکی آخرالزمان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در روز قیامت چه اتفاقاتی می افتد؟ 8 راز تکان دهنده این روز مهیب (قسمت سوم)

پس از مرگ برای انسان چه اتفاق هایی می افتد. ناگفته هایی درباره مرگ و قیامت