in

نشانه های آخرالزمان – چطور مردم برکت را از سفره هایشان دور خواهند کرد ( قسمت دهم )

گلایه های مردم آخر الزّمان

رسول خداصلی الله علیه وآله در سال حجّه الوداع در کنار کعبه خطبه ای خواند و در آن خطبه به طور مشروح، نشانه های آخر الزّمان را بیان نمود؛ یکی از آنها این بود که فرمود:

«وَ إِذا دَخَلَ الرَّجُلُ السُّوقَ فَلا یَری أَهْلَهُ إِلّا ذامّاً لِرَبِّهِمْ، هذا یَقُولُ: لَمْ أَبِعْ، وَ هذا یَقُولُ: لَمْ أَرْبَحْ شَیْئاً، فَعِنْدَها یَمْلِکُهُمْ قَوْمٌ، إِنْ تَکَلَّمُوا قَتَلُوهُمْ، وَ إِنْ سَکَتُوا اسْتَباحُوهُمْ، یَسْفِکُونَ دِماءَهُمْ وَ یَمْلَئُونَ قُلُوبَهُمْ رُعْباً، فَلا یَراهُمْ أَحَدٌ إِلّا خائِفِینَ مَرْعُوبِین»

 

«در آخر الزّمان اگر کسی وارد بازار شود به هیچ کاسبی برخورد نمی کند جز این که [ او از خدای خود شاکی است و] می گوید: “چیزی نفروخته ام و یا سودی نبرده ام.”

در چنین زمانی حکّامی بر آنان مسلّط خواهند شد که اگر سخن [ از مشکلات خود] بگویند آنان را می کشند و اگر سکوت کنند خون آنان را مباح می دانند و همواره حکّام، آنان را می کشند و وحشت سختی برای آنان ایجاد می کنند و همه آنان در حال ترس و اضطراب به سر می برند.»

 

بیشتر نارضایتی های مردم آخر الزّمان همان گونه که اکنون در جامعه ما دیده می شود نارضایتی از مسائل اقتصادی و مالی است و روایت فوق نیز از همین معنا خبر داده است.

 

گرچه گلایه ها و نارضایتی های مردم از مسائل حکومتی نیز زیاد است و این در همه زمان ها وجود داشته است، از این رو، خداوند در آیه شریفه :

 

«فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً»

 

به پیامبر خودصلی الله علیه وآله می فرماید:

 

«به پروردگارت سوگند این مردم ایمان نخواهند داشت تا این که در مسائل حکومتی و اختلافات خود حاکمیّت تو را بپذیرند و سینه های آنان از قضاوت و حکومت تو تنگ نشود و در مقابل [ حکم خدا و] رسول خداصلی الله علیه وآله کاملاً تسلیم باشند

 

امام صادق علیه السلام می فرماید:

 

«اگر مردمی خدا را به یگانگی پرستش کنند و نماز بخوانند و زکات بدهند و به حجّ خانه خدا بروند و ماه رمضان روزه بگیرند و سپس نسبت به کاری که خدا و یا رسول اوصلی الله علیه وآله انجام داده است گلایه ای داشته باشند و بگویند: چرا جز این انجام نشد؛ و یا در باطن خود چنین گلایه ای را داشته باشند مشرک خواهند بود ( به شرک افعالی)»

 

سپس امام صادق علیه السلام آیه فوق را تلاوت نمود و فرمود:

 

«بر شما باد به تسلیم».

 

در کتاب احتجاج طبرسی حدیث مفصّلی از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده که در بخشی از آن امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:

 

این چنین نیست که هر کس اقرار به توحید و نبوّت نمود و شهادتین گفت مؤمن باشد؛ چرا که منافقین [ در صدر اسلام ]شهادت به یگانگی خداوند و رسالت رسول خداصلی الله علیه وآله می دادند

در حالی که سفارشات رسول خداصلی الله علیه وآله را در مورد مسائل امامت که از ناحیه خداوند بر آن حضرت نازل شده بود انکار می کردند.

و در باطن نسبت به آن کراهت داشتند و پیمان هایی که آن حضرت از آنان در مورد امامت و خلافت گرفته بود نقض می کردند [ و می گفتند: اگر او از دنیا برود ما نخواهیم گذارد علیّ بن ابی طالب جانشین او باشد]، و خداوند درباره آنان فرمود:

 

«فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً»

 

از این رو، امام باقرعلیه السلام در تفسیر آیه «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ»به کامل تمّار فرمود:

 

«آیا می دانی مؤمنین کیانند؟» کامل می گوید: «گفتم: شما داناترید.» فرمود:

 

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الْمُسَلِّمُون.»

 

«رستگارند مؤمنینی که اهل تسلیم باشند»

 

سپس فرمود: «مؤمنین اهل تسلیم همان برگزیدگان [ خدا] هستند، و مؤمن غریب است و خوشا به حال مؤمنان غریب»

 

امام صادق علیه السلام نیز فرمود:

 

«مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَسْتَکْمِلَ الْإِیمانَ کُلَّهُ فَلْیَقُلِ: الْقَوْلُ مِنِّی فِی جَمِیعِ الْأَشْیاءِ قَوْلُ آلِ مُحَمَّدٍ فِیما أَسَرُّوا وَ ما أَعْلَنُوا وَ فِیما بَلَغَنِی عَنْهُمْ وَ فِیما لَمْ یَبْلُغْنِی»

 

«کسی که دوست می دارد دارای کمال ایمان باشد باید بگوید: سخن من در تمام چیزها سخن آل محمّدعلیهم السلام است و من نسبت به آنچه آنان بیان کرده اند و یا بیان نکرده اند و آنچه از آنان به من رسیده و یا نرسیده است تسلیم هستم»

 

و أنا أقول: «و الحقّ ما رضیتموه و الباطل ما أنکرتموه و المعروف ما أمرتم به و المنکر ما نهیتم عنه»

 

اکنون به سخنان معصومین علیهم السلام درباره رضایت از تقدیرات و قضای الهی توجّه می کنیم.

 

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:

 

ایمان چهار پایه دارد:

  1. رضا و خشنودی از قضای الهی
  2. توکّل بر خداوند
  3. تفویض و واگذار نمودن کارها به خداوند
  4. تسلیم امر خداوند بودن

 

امام باقرعلیه السلام می فرماید:

 

در یکی از سفرهای رسول خداصلی الله علیه وآله عدّه ای به آن حضرت برخورد نمودند و بر او سلام کردند،

 

پس رسول خداصلی الله علیه وآله به آنان التفات نمود و فرمود: “شما چگونه مردمی هستید؟” گفتند: “ما اهل ایمان می باشیم.”

 

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: “حقیقت ایمان شما چیست؟” گفتند: “رضای به قضای خدا، و تسلیم امر او بودن، و واگذار نمودن کارها به او.”

 

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: “اینان علما و دانشمندان و حکما هستند و نزدیک است که از جهت حکمت به پیامبری برسند.”

 

سپس به آنان فرمود: “اگر شما در آنچه گفتید راستگو هستید، بنایی که نیاز به آن ندارید را بنا نکنید، و مالی را که نمی خورید جمع نکنید، و از خدایی که بازگشت شما به اوست بترسید.”

نمایی از شهر تهران!

 

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

 

«بهترین هم نشین و مونس انسان، رضای به قضای الهی است»

 

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

 

«خداوند به موسی علیه السلام وحی نمود:

 

“ای موسی! هیچ وسیله ای برای تقرّب به من بهتر از رضای به قضای من نیست.”»

 

امام صادق علیه السلام می فرماید:

 

«راضی بودن از مکروه قضا از بالاترین درجات یقین است»

 

امام حسن علیه السلام درباره رضای به قضای الهی می فرماید:

 

«چگونه مؤمن می تواند مؤمن باشد در حالی که از قضای الهی خشم دارد و منزلت خدای خود را ناچیز می پندارد؟! در حالی که حاکم بر او خداست؟»

 

سپس امام حسن علیه السلام فرمود:

 

«من برای کسی که در قلب خود جز رضای به قضای الهی یافت نمی شود ضمانت می کنم که او هر چه از خدا بخواهد خدا به او بدهد»

 

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

 

«خداوند می فرماید: “هر کس به قضای من راضی نباشد، و بر نعمت های من شاکر نباشد، و بر بلای من صابر نباشد، باید برای خود پروردگار دیگری برگزیند.“»

 

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

 

«کسی که برای دنیای خود اندوهگین باشد بر خدای خود خشم نموده است، و کسی که از مصیبتی که بر او وارد شده شکوه کند، در حقیقت از خدای خود شکوه نموده است»

 

و نیر خداوند می فرماید:

 

«من همه چیز را اندازه گیری کردم و تدبیر نمودم و ساختار هر چیزی را محکم نمودم، پس هر کس به تقدیر من راضی باشد من از او خشنود خواهم بود تا مرا ملاقات کند، و هر کس از تقدیر من خشم داشته باشد خشم من بر او خواهد بود تا مرا ملاقات کند.»

 

 

برداشته شدن برکت در آخرالزّمان:

از نشانه های آخر الزّمان برداشته شدن برکات است؛ چرا که برکت همراه با تقوا و اطاعت خداوند می آید و هنگامی که گناه و بی تقوایی فراوان شود، برکات برداشته خواهد شد، و به تعبیر دیگر خداوند مزید نعمت خود را همراه با شکر نموده و می فرماید:

 

«… لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ»

.

رسول خداصلی الله علیه وآله یکی از نشانه های آخر الزّمان را بی برکتی معرّفی نموده و می فرماید:

 

«فَعِنْدَها تُرْفَعُ الْبَرَکَهُ وَ یُمْطَرُونَ فِی غَیْرِ أَوانِ الْمَطَرِ»

 

«در آخر الزّمان [ هنگامی که مردم بی تقوا و اهل گناه می شوند،] برکت از آنان برداشته می شود و باران در غیر فصل خود می بارد و»

 

از قرآن و سخنان معصومین علیهم السلام استفاده می شود که برکت و بی برکتی اسباب و عللی دارد، و اسباب برکت چند چیز است که به برخی از آنها اشاره می شود:

 

۱-تقوای دینی؛ چنان که خداوند می فرماید:

 

«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض»

 

«اگر اهل روستاها [ و گناهکاران] ایمان و تقوا می داشتند، ما برکات آسمان و زمین را برای آنان می گشودیم.»

 

حضرت رضاعلیه السلام می فرماید:

 

«خداوند به یکی از پیامبران خود وحی نمود: “هنگامی که تو [ از من] اطاعت کنی، من خشنود می شوم، و هنگامی که من خشنود شوم [ برای تو] برکت می فرستم، و برکت من نهایت ندارد»

 

 

2.برکت در تجارت حلال؛ رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

 

«برکت ده جزء است و نه جزء آن در تجارت [ حلال] است.»

 

3.برکت در عدالت؛ امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

 

«با عدالت، برکات فراوان می شود.»

 

 

4.- برکت در رفق و مدارای با مردم؛ رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

 

«سازش و مدارای با مردم نصف ایمان است و ارفاق و گذشت از آنان نصف آسایش است.»

 

۵.برکت در میهمان داری؛ امام صادق علیه السلام فرمود:

 

«کسی که مؤمنی را میهمانی بکند، و یا احسانی به او بنماید و یا حاجتی را از او برآورده نماید، بر خداوند است که در بهشت خادمی برای او قرار دهد»

 

 

۶.برکت در سهل المعامله بودن و عن النّبیّ صلی الله علیه وآله:

 

«رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً سَمِحاً قاضِیاً وَ سَمِحاً مُقْتَضِیاً»

«خدا رحمت کند بنده ای را که در معامله و دادن و گرفتن سخت گیر نباشد.»

 

۷.برکت در امر به معروف و نهی از منکر و تعاون در کارهای خیر؛ رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

 

«همواره امّت من در خیر و برکت می باشند تا هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر نمایند و تعاون بر نیکی و کارهای خیر داشته باشند و اگر چنین نکنند، برکات از آنان گرفته می شود، و بر یکدیگر سلطه پیدا می کنند و یاوری نخواهند داشت، نه در زمین و نه در آسمان»

 

 

۸. برکت در پیروی از اهل البیت علیهم السلام؛ در زیارت جامعه و در روایات فراوانی آمده است:

 

که پیروی و اطاعت از خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله سبب برکات بی شماری می شود، بلکه همه خیر و سعادت در آن خواهد بود

 

۹. برکت در صله رحم؛ امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

 

«هنگامی که قطع رحم نمایید، اموال در دست اشرار قرار خواهد گرفت.»

 

اسباب بی برکتی نیز چند چیز است که به برخی از آنها اشاره می شود:

 

 

۱۰ بی تقوایی؛ چنان که خداوند می فرماید:

 

«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ»

 

«اگر اهل قریه ها [ و گنهکاران] ایمان و تقوا می داشتند، ما برکات آسمان و زمین را برای آنان می گشودیم و لکن آیات و وعده های ما را تکذیب نمودند و ما آنان را به واسطه اعمال ناپسند و گناهانشان گرفتیم»

 

چهار چیز سبب بی برکتی می شود؛ رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

 

چهار چیز سبب بی برکتی و خرابی می شود:

  1.  خیانت
  2. سرقت
  3. شراب خواری
  4.  زنا

۱۱.حرام برکت را می برد؛ امام کاظم علیه السلام به داود صرمی فرمود:

 

«حرام رشد نمی کند و اگر بکند، برکت در آن نیست و کسی که مال حرام را انفاق کند، پاداشی ندارد و اگر باقی گذارد و بمیرد، توشه جهنّم و دوزخ او خواهد بود»

 

 

۱۲.جنایت و ظلم برکت را می برد؛ امام متّقین علی علیه السلام فرمود:

 

«هنگامی که جنایات آشکار شود، برکات برطرف می شود»

 

 

۱۳.سوگند زیاد به ویژه سوگند دروغ؛ رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

 

«وای بر تاجر از گفتن: لا واللَّه و بلی واللَّه»

 

برگرفته از کتاب : فتنه های آخرالزمان ، نویسنده : محمد حسینی بهارانچی

این مطلب چطور بود؟

2 points
Upvote Downvote

نویسنده حسین

ما در مجموعه "نماز شب" وظیفه خودمان می دانیم با ارزش ترین مطالبی که حرف خدا، پیامبر و ائمه معصومین است را به زبان ساده منتشر کنیم تا نوری باشد در این تاریکی آخرالزمان.

نشانه های آخرالزمان – تزیین کردن قرآن و مساجد با طلا (قسمت نهم)

نشانه آخرالزمان – چطور مال حرام رشوه و ربا بین مردم زیاد خواهد شد (قسمت یازدهم)