in

نشانه های آخرالزمان – ضایع کردن نماز و فساد اخلاقی توسط مردم در سال های آخر (قسمت سوم )

در ادامه سری مقالات نشانه های آخرالزمان می خواهیم در این مقاله بصورت اختصاصی به نشانه های ضایع کردن نماز و فساد اخلاقی در آخرالزمان بپردازیم.

ضایع نمودن نماز در آخر الزّمان

در اخبار مربوط به مردم آخر الزّمان آمده که یکی از اوصاف آنان ضایع نمودن نماز است، چنان که خداوند در آیه شریفه :

 

«فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّاً»

 

«گروهی [ در آخر الزّمان] می آیند و نماز را ضایع می نمایند و از شهوات پیروی می کنند و زود است که به عذاب غیّ [ که یکی از درکات دوزخ است] برسند.»

 

عبداللَّه بن مسعود می گوید: رسول خداصلی الله علیه وآله در ضمن حدیثی درباره آخر الزّمان فرمود:

 

«سَیَأْتِی أَقْوامٌ یَأْکُلُونَ طَیِّبَ الطَّعامِ وَ أَلْوانَها وَ یَرْکَبُونَ الدَّوابَّ وَ یَتَزَیَّنُونَ بِزِینَهِ الْمَرْأَهِ لِزَوْجِهَا وَ یَتَبَرَّجُونَ تَبَرُّجَ النِّساءِ وَ زِینَتُهُنَّ مِثْلُ زِیِّ الْمُلُوکِ الْجَبابِرَهِ هُمْ مُنافِقُوا هذِهِ الْأُمَّهِ فِی آخِرِ الزَّمانِ شارِبُونَ بِالْقَهَواتِ لاعِبُونَ بِالْکِعابِ راکِبُونَ الشَّهَواتِ تارِکُونَ الْجَماعاتِ راقِدُونَ عَنِ الْعُتَماتِ مُفَرِّطُونَ فِی الْغَدَواتِ یَقُولُ اللَّهُ تَعالی فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّاً»

 

زود باشد مردمی [ از این امّت] بیایند که غذای آنان آراسته و مزیّن باشد، و بر مرکب هایی سوار شوند.

و مانند زنی که برای شوهر خود زینت می کند خود را زینت کنند، و مانند زن ها با آرایش و زینت بین مردم آیند، و زینت آنان مانند پادشاهان جبّار باشد.

آنان منافقین این امّت هستند در آخر الزّمان، آنان اهل شراب و مسکرات و بازی با نرد و… و شهوت رانی می باشند.

و به نمازهای جماعت حاضر نمی شوند، و در اوقات برخی از نمازها به خواب هستند، و خداوند درباره آنان می فرماید:

 

«فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّاً»

 

از موسی بن جعفرعلیهما السلام نقل شده که فرمود:

 

«“غیّ” کوهی است از مس گداخته که در وسط جهنّم می چرخد»

 

عبداللَّه بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:

 

روزی رسول خداصلی الله علیه وآله نماز صبح را با مردم خواند و سپس روی مبارک به اصحاب نمود و فرمود:

 

«فلانی و فلانی، – و نام عدّه ای را برد و فرمود: – آیا این ها به جماعت حاضر شده اند؟»

 

اصحاب عرض کردند: «خیر.» رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «آیا در سفر هستند؟»

 

گفتند: «خیر.» فرمود: «آگاه باشید که هیچ نمازی برای منافقین سخت تر از این نماز صبح و نماز عشا نیست.»

 

سپس فرمود: «اگر آنان فضیلت این دو نماز را با جماعت می دانستند، برای این دو نماز به جماعت می آمدند و لو به صورت سینه خیز»

 

ابان بن تغلب گوید: من نماز مغرب را در سرزمین مشعر الحرام با امام صادق علیه السلام خواندم و چون امام علیه السلام از نماز مغرب فارغ گردید، سپس نماز عشا را شروع نمود و بین نماز مغرب و عشا نمازی نخواند .

و در سال دیگر نیز با او بودم و آن حضرت پس از نماز مغرب چهار رکعت نافله خواند و سپس نماز عشا را خواند و روی مبارک به من نمود و فرمود:

 

«ای ابان! هر کس بر این پنج نماز واجب مواظبت کند و آنها را در اوقات معیّنی که تعیین شده است بخواند و حدود آنها را حفظ نماید، برای او نزد خداوند عهدی است که به سبب آن او را داخل بهشت می نماید.

و کسی که این نمازهای پنجگانه را در اوقات تعیین شده نخواند و بر آنها مواظبت ننماید، خداوند اگر بخواهد او را می آمرزد و اگر بخواهد او را عذاب می کند»

 

 

امام باقرعلیه السلام فرمود:

 

«هر مؤمنی که بر نمازهای پنجگانه خود در شبانه روز مواظبت کند و آنها را در اوقات تعیین شده بخواند، از غافلین شمرده نمی شود»

 

امام کاظم علیه السلام می فرماید:

 

«پدرم هنگام مرگ به من فرمود: “ای فرزند عزیزم! کسی که به نماز واجب خود بی اعتنایی کند، به شفاعت ما نمی رسد»

 

رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:

 

«برای هر چیزی وجهی و صورتی است، و صورت دین شما نماز است، پس نباید یکی از شما صورت و آبروی دین خود را ضایع کند»

 

فساد اعتقادی در آخر الزّمان

ابن عبّاس می گوید: رسول خداصلی الله علیه وآله در حجّه الوداع فرمود:

 

از نشانه های قیامت و آخر الزّمان این است که مردم آخر الزّمان نماز را ضایع می کنند و از شهوات پیروی می نمایند و مایل به هوسرانی هستند و مال دنیا را بزرگ می شمارند و دین خود را به دنیا می فروشند.» تا این که فرمود:

 

« در آن زمان، مردم منکر و کار زشت را معروف و پسندیده می دانند و معروف و کار شایسته را منکر و زشت می دانند، و خائن را امین می دانند و امین را خائن می شمارند»

فساد اعتقادی از ناحیه فساد عمل می باشد، از این رو، خداوند می فرماید:

 

«ثُمَّ کانَ عاقِبَهَ الَّذینَ أَساؤُا السُّوای أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ»

 

«سرانجام گناه و ستمگری انکار و تکذیب آیات الهی و استهزاء به آنهاست»

 

گناه و معصیت زیاد به ویژه ظلم و ستم، روح انسان را تاریک می کند تا جایی که راه بازگشت به خوبی و صلاح برای انسان گنهکار بسته می شود و معصیت و نافرمانی خدا برای او زینت داده می شود و شیطان کاملاً بر او سلطه پیدا می کند.

 

قرآن در این باره می فرماید:

 

«کَلّا بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ * کَلّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ»

 

«[ گنهکاران و] کم فروشان هرگز [ به راه صحیح و صلاح] بازنمی گردند؛ چرا که چرک گناه بر دل های آنان وارد شده و قلب هایشان زنگار گرفته است [ و به همین علّت] در قیامت از رحمت پروردگار خود محجوب و محروم هستند.»

 

در سخنان معصومین علیهم السلام نیز به این مسأله اشاره شده است، آنان گناه را بزرگ ترین خطر برای انحراف در عقیده دانسته اند.

 

امام باقرعلیه السلام می فرماید:

 

«هیچ بنده ای از بندگان خدا نیست جز آن که در قلب او نکته بیضاء یعنی نقطه سفید و نوری وجود دارد و هنگامی که گناه می کند، یک نقطه سیاه در آن فضای نورانی ایجاد می شود.

اگر توبه کند این نقطه سیاه برطرف می شود، و اگر به گناه ادامه دهد، نقطه سیاه زیاد می شود تا این که سفیدی قلب را احاطه می کند .

و چون سفیدی قلب پوشیده شد، صاحب آن هرگز روی خیر و سعادت را نخواهد دید و این است معنای آیه شریفه «کَلّا بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ»

 

انحراف اعتقادی همان گونه که گذشت امکان دارد از ناحیه گناه زیاد باشد و امکان دارد به وسیله حبّ شهوت و ریاست و مال باشد که مجموع آنها از جمله: «حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَهٍ.» معلوم می شود.

در تاریخ موارد فراوانی از انحرافات اعتقادی یافت شده که به برخی از آنها اشاره می شود.

 

حضرت رضاعلیه السلام [ روزی در خراسان] به برخی از اصحاب خود فرمود:

 

«علیّ بن ابی حمزه بطائنی مرد و چون او را دفن کردند، ملائکه آمدند و او را در قبر نشاندند ( و از اعتقادات او سؤال نمودند تا این که به مسأله امامت رسیدند و از امامت یکایک ائمّه علیهم السلام از او سؤال نمودند و او همه را پاسخ داد)

و چون از امامت من سؤال کردند، توقّف نمود و پاسخی نداد، و آنان با گرز آتشین یک ضربه بر قبر او زدند و قبر او پر از آتش شد.»

 

علیّ بن ابی حمزه بطائنی از اصحاب حدیث و راوی از امام صادق و امام کاظم علیهما السلام است و به امامت حضرت رضاعلیه السلام تشرّف پیدا نکرده است.

 

او یکی از رهبران گروه واقفیّه است که آنان را هفت امامی می نامند و درباره انحراف او از امامت حضرت رضا و ائمّه بعد از آن حضرت علیهم السلام نقل شده که او یکی از وکلای حضرت موسی بن جعفرعلیهما السلام بوده .

و سی هزار دینار از اموال آن حضرت نزد او مانده بوده است و چون حضرت رضاعلیه السلام بعد از رحلت پدر خود این اموال را از او مطالبه نمود، حبّ دنیا او را به بهانه تراشی واداشت و پیغام داد:

 

«پدر شما به من نفرمود که من این اموال را به شما بدهم»، و یا گفت: «من همه را در راه های خیر مصرف نموده ام» و به همین علّت توفیق پذیرفتن امامت حضرت رضاعلیه السلام را پیدا نکرد و گرفتار عذاب گردید.

 

محدّث قمّی رحمه الله در کتاب منازل الآخره از شیخ بهایی در کشکول نقل نموده که یکی از مترفین و خوشگذرانان، هنگام مرگ هر چه به او گفتند: بگو: «لا اله الّا اللَّه»، این شعر را می خواند:

 

یا ربّ قائلهٍ یوماً و قد تعبت – أین الطّریق إلی حمّام منجاب.

و علّت آن این بوده که روزی زن عفیفه زیبایی راه حمّام منجاب را از او سؤال نمود و او آن زن را به خانه خود راهنمایی کرد و درب خانه را بست و آن زن چون خود را اسیر دید، اظهار رغبت نمود و به او گفت:

«خوب است مقداری عطر و طعام تهیّه کنی و زود بازگردی تا بهره مند شویم.» و چون آن مرد از خانه خارج شد آن زن فرار کرد .

و این خاطره و نیّت گناه سبب شد که آن مرد هنگام مرگ به جای شهادتین این شعر را بخواند که حاصل معنای آن این است که می گوید: «چگونه آن زن خود را از دست من نجات داد و من نتوانستم به وصال او برسم؟»

 

کسانی که به سبب حبّ دنیا و ریاست و مال و شهوت و ظلم و گناه، اعتقاد خود را از دست داده اند، بی شمار هستند و در کتاب «محرّمات اسلام»، بخش آثار گناه، می توانید آن را مطالعه کنید.

 

این مطلب چطور بود؟

0 points
Upvote Downvote

نویسنده حسین

ما در مجموعه "نماز شب" وظیفه خودمان می دانیم با ارزش ترین مطالبی که حرف خدا، پیامبر و ائمه معصومین است را به زبان ساده منتشر کنیم تا نوری باشد در این تاریکی آخرالزمان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نشانه های آخرالزمان – چطور مردم در آخرالزمان دین شان را به دنیا می فروشند (قسمت دوم)

نشانه های آخرالزمان – چطور مردم به اسراف کردن افختار می کنند (قسمت چهارم)